برخی اصطلاحات حقوقی
انوا؏ اشخاص حقوقی
*نوع اول
موسسات و تشڪیلات دولتے ڪه احتیاج به ثبت نداشتہ، از هنگام تأسیس داراے شخصیت حقوقے مے باشند.
*نوع دوم به ترتیب:
1.شرکتهای تجاری
2.شرکت های تعاونی
3.اتحادیههای تعاونی
4.موسسات غیر تجاری
5.موقوفات
_________________________
‼️در واقع همه شرڪتهای دارای شخصیت حقوقی می باشند و شرڪتهاے تعاونی نیز داراے شخصیت حقوقے مستقل مے باشند. اتحادیہ هاے تعاونی براے این ڪه تشڪیل گردند باید لااقل داراے هفت نفر عضو باشد و اگر حد نصاب تشکیل نگردد در واقع به حد نصاب نرسد به شرط این که از هفت واحد کمتر نباشد میتواند اقدام به تشڪیل و ثبت اتحادیہ نماید.مرجع ثبت هم در شرڪتها و اتحادیہ هاے تعاونے در تهران اداره ثبت شرڪتها و مالڪیت صنعتے و در شهرستانها اداره ثبت واقع در مرڪز اصلی شرڪت تجارے یا اتحادیہ تعاونے مےباشد.
rasmi-karshenas.ir
‼️شرڪتهاے غیر تجارے زمانے شخصیت حقوقے پیدا میڪنند ڪه در دفترے ڪه وزارت عدلیہ معین نموده است به ثبت برسند.
‼️موقوفات نیز به عنوان اشخاص حقوقے شناختہ شدهاند و موقوفہ نیازی به ثبت نداشته یعنی حتی اگر ثبت هم نشود دارای شخصیت حقوقی میباشد.
*ویژگی اشخاص حقوقی
1-نام:
هر شخص حقوقے داراے نام مخصوص به خود مے باشد ڪه آن را از دیگر موسسات جدا میڪند و آن شرڪت را با آن نام مے شناسند.
2-اقامتگاه:
مڪانی است ڪه قانوناً همیشہ حاضر مے باشد هر چند ڪه همیشہ در آن جا حضور نداشتہ باشد و در واقع شخص حقوقے آنجا مے باشد در واقع قانون مدنے مرڪز عملیات شخص حقوقے را اقامتگاه وے معرفے میڪند دو قاعده ڪلی در مورد اقامتگاه وجود دارد “اولا” این ڪه هر شخص باید اقامتگاهے داشتہ باشد “دوما” هیچ کس نمے تواند بیش از یڪ اقامتگاه داشتہ باشد. در واقع در شرڪتها و موسسات تجارے و غیر تجارے اقامتگاه در اساسنامہ قید مے گردد.
3-تابعیت:
همان گونہ ڪه اشخاص حقیقے ، داراے تابعیت مخصوص مے باشد اشخاص حقوقے نیز داراے تابعیت مے باشند به گونہ ڪه ماده اول قانون راجع به ثبت شرڪتها مصوب 1310 مےگوید هر شرڪتی ڪه در ایران تشڪیل و مرڪز اصلے آن در ایران باشد شرڪت ایرانے محسوب است. در واقع در هر مملڪتی ڪه شرڪتی تاسیس گردد اعم از تجارے یا غیر تجارے تابعیت همان ڪشور را دارد.
@rasmik
4-اهلیت:
منظور این است ڪه شرڪتهاےحقوقےموارد تجارے توانایے دارا بودن حق و تڪلیف را دارند شخص اهلیت حقوقے را دارد ڪه مربوط به آن مے شود و اهلیت بعضے مانند ابوت و بنوت یا رابطہ زوجیت را ندارد و اعمال اجراے حق و تڪلیف آن با هیأت مدیره یا مدیر عامل میباشد.
بسزایے
5-دارائے:
عبارت است از اموال و حقوق مالی و دیون و تعهدات. دارائے نقش در شرڪتهاے تجارتے دارد ڪه حتے در بعضے از شرڪت ها نقش افراد، حق راے آن ها و حدود و اختیاراتے ڪه به آنان داده مے شود به نسبت دارائی مے باشد ڪه در شرڪت سرمایہ گذارے نمودهاند و به همان نسبت دارائے خویش سود عایدشان مے شود مثلاً اگر دارائے شرڪت نسبےباقیمانده براے تادیہ قروض شرڪت ڪافی نباشد هر یڪ از شرڪا نسبت به سرمایهاے ڪه در شرڪت داشتہ مسئول پرداخت قروض شرڪت است در واقع مے توان گفت مادام ڪه شرڪت دارائے هایش به حدے باشد ڪه بتواند بدهے هاے خویش را بدهد دیگر نیاز نیست ڪه از دارائے شرڪا استفاده گردد.
آغاز و پایان شخصیت حقوقے
منظور از بدایت آغاز شخصیت حقوقے و نهایت آن یعنی پایان شخصیت حقوقے شرڪت مے باشد.
حـــق حبـــس:
⚛ حق حبس اختیاری برای هر یک از طرفین قرارداد است که بر اساس آن حق دارند اجرای تعهد خود را موکول به اجرای تعهد دیگری کنند. برای مثال در عقد بیع، خریدار میتواند پرداخت پول را به دریافت کالا منوط کرده و فروشنده نیز تحویل کالا را به تسلیم پول موکول کند. پس اجرای این حق به تعلیق قرارداد بدون فسخ آن منجر میشود.
@rasmik
⚛ حق حبس در بیشتر نظامهای حقوقی دنیا پذیرفته و در معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی به آن اشاره شدهاست، از جمله در مادهٔ ۵۸ «کنوانسیون قراردادهای بیع بینالمللی کالا» (مصوب ۱۹۸۰) آمده که فروشنده مجاز است تحویل دادن کالا یا اَسناد آن را به خریدار، منوط به دریافت بها کند. همچنین اگر قراردادی متضمن حمل کالا باشد، فروشنده مجاز است کالای فروخته شده (مبیع) را با این قید ارسال کند که کالا یا اسنادِ دالّ بر واگذاری آن، فقط در صورت پرداخت بها تحویل خریدار شود.
@rasmik
⚛در آثار فقهی از اصطلاح «احتباس» و «حق امتناع» نیز در اشاره به این حق استفاده شدهاست. همچنین در قوانین ایران، تعبیر حق حبس فقط در مادهٔ ۳۷۱ قانون تجارت آمده و در سایر قوانین اصطلاحات دیگری مانند «حق خودداری از تسلیم مَبیع یا ثَمَن»، «امتناع از ایفای وظایف زناشویی»، «امتناع از تسلیم مالالتجاره» و «امتناع از اجرای تعهد» به کار رفتهاست.
قرار اناطه:
براساس قواعد کلی مراجع جزائی باید به کلیه ایرادات طرفین ومقدمات جرم رسیدگی نمایند ولی, اگر رسیدگی به بعضی از مبانی و مقدمات جرم یا ایرادات طرفین دعوی, به شرط مؤثر بودن در مجرمیت یا برائت متهم در صلاحیت مراجع قانونی دیگری باشد, مرجع کیفری رسیدگی کننده, قراری صادر می نماید, که براساس آن تحقیق درباره ی مبانی ومقدمات جرم متوقف میشود. این قرار را اصطلاحأ “اناطه”می نامند. بنابراین توقف رسیدگی کیفری تا حصول نتیجه قطعی از مراجع صالح دیگر “اناطه کیفری”نامیده میشود.
اموال مجهول المالک:
*مالک اصطلاح اعتباری است در مورد شخصی که دارای حق هرگونه تصرف و انتفاع نسبت به عین معین خارجی باشد(مالکیت فردی)بکار می رود. دارنده حق را مالک, موضوع حق را ملک و رابطه مالک به ملک را اصطلاحاً مالکیت مینامیم.
آن قسمت از اموال را که بنا به جهاتی موضوع مالکیت فردی نباشند، عبارتند از: مشترکات عمومی، مباحات و اموال مجهول المالک
@rasmik
1-مشترکات عمومی یا مشترکات عامه، اموالی است که تعلق به شخص خاصی ندارد و استفاده از آن در جهت مصلحت عام میباشد و به همین لحاظ در اختیار دولت و موسسات عمومی قرار دارد. این اموال قابل تملک بوسیله افراد نبوده و استفاده انحصاری از آن بدون آنکه تملک شود، ممنوع است.
@rasmik
2- مباحات اموالی هستند که ملک اشخاصی نبوده و افراد میتوانند آنها را مطابق مقررات مربوطه تملک نموده و یا مورد استفاده قرار دهند مانند اراضی موات.
*حکم مباحات شامل موال اعراض شده نیز میباشد ثروتهای طبیعی که تحت تصرف اشخاص در نیامده باشد جزء این اموال محسوب میشود.
@rasmik
3- اموال مجهول المالک، اموالی است که دارای مالک بوده لکن به علتی از جمله وقایع غیرعادی از تصرف مالک خارج شده و راهی برای شناخت مالک یا رد آن یافت نشود. این اموال با اذن حاکم یا مأذون از طرف وی به مصارف فقرا میرسد. منظور از فقیر در اصطلاح گروهی از صاحب نظران، کسی است که بالقوه یا بالفعل قوت سال خود و عین واجب النفقه خود را با لحاظ شئون اجتماعی نداشته باشد.
خیارات:
برخی از قراردادها مانند عقد بیع (خرید و فروش)، اجاره، صلح و نکاح از جمله عقودی هستند که پس از آن طرفین حق برهم زدن آن را ندارند مگر بهواسطه یک دلیل قانونی یا اختیاری که در قرارداد برای فسخ معامله به آنها داده شده است. به این اختیار فسخ معامله که برخی از آنها توسط قانون به طرفین معامله داده شده یا در ضمن قرارداد به نفع طرفین شرط شده، در اصطلاح حقوقی، «خیار» میگویند.
@rasmik
به عبارت دیگر، در قراردادهایی که نامبرده شد، اصل بر این است که وقتی قراردادی منعقد میشود، طرفین به آن ملتزم بوده و در هیچشرایطی آن را زیرپا نگذارند، مگر اینکه صاحب حق فسخ، یا همان «خیار» باشند. به جمع انواع خیار، «خیارات» گفته میشود.
انواع خیارات قانونی:
@rasmik
درخصوص معاملات، بهخصوص عقد بیع (خرید و فروش) یا اجاره که در آن قراردادهای کتبی بین طرفین نوشته و امضا میشود، چند «خیار» وجود دارد که در قانون مدنی بهطور صریح به آنها اشاره شده است.
اولین خیار، خیار مجلس است. یعنی تا زمانی که طرفین در بنگاه یا محل توافق حضور دارند، حق دارند از معامله پشیمان شده و از آن رجوع کنند. دومین خیار، که فقط مربوط به خرید و فروش حیوانات است، به «خیار حیوان» معروف است و براساس آن، خریدار حیوان میتواند ظرف سه روز از خرید خود پشیمان شده و حیوان را به فروشنده پس بدهد و پول پرداختی را بگیرد.
@rasmik
سومین خیار، «خیار شرط» است. این نوع خیار اغلب در متن قرارداد ذکر میشود و به یکی از طرفین، یا هر دو یا شخص ثالثی اجازه میدهد تا ظرف مدت مشخصی از معامله رجوع کرده و معامله را برهم بزند. در معاملات مسکن یا خرید پوشاک، عرف بر این است که تا 24 ساعت به خریدار این حق داده میشود تا از خرید منصرف شده و با رجوع به فروشنده، پول پرداختی را پس بگیرد.
@rasmik
چهارمین خیار، «خیار تاخیر ثمن» است و اگر ظرف سه روز در معاملات نقدی، خریدار ثمن یا همان ما به ازای معامله را پرداخت نکند، در این صورت فروشنده میتواند از معامله پشیمان شده و از تحویل کالا به خریدار امتناع کند. پنجمین خیار، «خیار رویت و تخلف وصف» است و اگر کالایی که فروشنده نشان داده با کالایی که به خریدار تحویل داده، متفاوت باشد، در این صورت، مشتری میتواند به این نوع از خیار استناد کند و معامله را فسخ کند.
«خیار تخلف از شرط»، پنجمین مورد از خیارات است که در قانون به آن اشاره شده و براساس آن اگر در قرارداد شرط انجام کاری قید شده باشد، برای مثال، اجارهدهنده تعهد کرده خانه را رنگآمیزی سپس به مستاجر تحویل دهد، اما از این کار امتناع میکند، در این صورت، مستاجر به دلیل تخلف موجر از شرطی که باید انجام میداده، میتواند اجاره را فسخ کند.
@rasmik
«خیار تدلیس» یا به عبارت سادهتر «بزک کردن فریبنده» نوع دیگری از خیارات است. برای مثال اگر فردی خودرویی را به حساب اینکه کمکارکرده است، خریداری کند و بعد مشخص شود که فروشنده با دستکاری کیلومترشمار، خریدار را فریب داده، در این صورت خریدار میتواند به خیار تدلیس اشاره کند و معامله را برهم بزند.
اما مهمترین خیارات، «خیار عیب» و «خیار غبن» است. اگر کالا یا منزل خریداری شده دارای عیب بزرگی باشد که هنگام معامله خریدار از آن بیاطلاع بوده یا قیمت معامله به گونهای باشد که خریدار یا فروشنده «ضرر فاحشی» کنند، در این صورت میتوانند با استناد به این خیارات عقد را بههم بزنند.
@rasmik
باید توجه کرد که وقتی طرفین معامله پای قراردادی را امضا میکنند که در یکی از بندهای آن نوشته شده است، «اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن فاحش» یعنی از همه این مواردی که گفتیم گذشت میکنند و حتی اگر ضرر و اختلاف قیمت واضحی هم در معامله کشف شود، دیگر حق برهم زدن معامله را ندارند.
اولین دیدگاه را ثبت کنید